وقتی شعر بود وحجم صدای تو ، وقتی تنها یاریگر دستانم دست تو بود ، نه شب، شب بود و نه روز، روز .. فقط عشق بودو چشـــــــــــــــم تو..!!!
نماز وحشت می خوانم . ایرج.تمجیدی حراج کرده ام . بار ها سوزاندم . می خزم میانِ شعر هایم . بید ایرج.تمجیدی حوای من ! ایرج.تمجیدی خسته ام در دلم انگار ایرج.تمجیدی شعر بهانه است ایرج.تمجیدی هر چه بود از تو بود ایرج.تمجیدی ایرج.تمجیدی تب دار است روز ها در نبودت.......... ایرج.تمجیدی سُر می خورد ایرج.تمجیدی چقدر تاریک همه بی روح _ انگار در بستر بیماری افتاده اند امشب چرا شعری نیست دم سازِ من امشب نمی ریزد دگر از ساز و آوازم نوای آشنا، میان این همه واژه گوئی یکی نا پیداست و نا خوانا همین است _ نه شعری جفت می شود با هم نه از نغمه نه از آواز آثاری است پیدا میان این همه واژه یکی نا پیداست و نا خوانا کدام است ؟؟ کدام واژه که معنی می کند شعرم ؟ نمی جویم کدامین واژه و حرف است یافتم میان این همه واژه "تــــــــو " را کم داشتم تا دمد روح در شعرم .
وقتی
از کنارم می روی
برای آمدنِ ت
چه بخوانَ م
.
.
.
می فروشم
به قیمتِ لحظه ای نگاه تو
دلم را
نگاهَ م کُن.
.
.
ایرج.تمجیدی
تمام شعر هایم
هر چه نام تو بود
چه کرده ای
باز
نام تو
سر آغاز شعر هایم شد...
.
.
.
ایرج.تمجیدی
کجایِ سطر های شعرم
دستِ واژه ها را رها کردی
که این چنین
میان کلمات " تو " می آید
نه خودت..
.
.
.
ایرج.تمجیدی
مجنون نبود از روز ازل
بوسه های هر شبِ
ماه دید بر لبِ آب
وُ
مجنون شد....
.
.
.
کمی وسوسه ام کن
میخواهم
آدم شوم ....!
.
.
.
از همه باران هایی که
زیرشان قدم زده ام
بی تو...!
.
.
.
ایرج.تمجیدی
.
.
ایرج.تمجیدی
بهمنی است
فرو میریزد
وقتی
نگاه می کنم
.
تــــــــــو را..!!!
.
.
برای از تو نوشتن
در نبودت،
بیایی !!!
فقط
به تماشایت می نشینم ......
.
.
آنچه در نبود تو سروده ام
حال که آمده ای
لختی بشین
میان نگاه من ........
.
.
.
.
می برد مرا
تا آبی ِ دریا
تا پشتِ یک ستاره
اوجِ لمس دستانت
امشب،
خیالت.......
.
.
.
از سایه تا آفتاب
از ساحل تا دریا
از پرنده تا پرواز
... از ابر تا باران
بیـــــــــــــا
قدم بزنیم..!!!
.
.
.
به سلامی
به کلامی
به نگاهی
به نوازش نگاهی
... به کلام دلنوازی
به سرود نغمه سازی
تو بخوان برای این دل
غزلی ز وصل وقربت
به لطافت بهاران
به قطرات پاک باران
به شب قشنگ دیدار
شب بی نهایت عشق
شب آرمیدن من
شب وصل و گفتن تو
قسمت دهم به آن شب
قسمت دهم که شادم بنما تو لحظه ای چند
بنما رخه چو ماهت
به نگاه گرم عاشق
که دگر نهان نمانی
که تودر نظر بمانی...........
.
.
.
نمی پیچد
صدای دمسازی
میان حجم این
.
ایرج.تمجیدی
شب ،
در بستری خفته و بیمار است
کوچه غمگین
لحظه بیمار
دریایِ خروشان است
این روز ها
.
.
.
شکست
آخر
.
.
ایرج.تمجیدی
بر غم
ترسید رسوا شود
رنگ باخت
رفت...
.
.
.
ایرج.تمجیدی
مدام
لحظه هایم
در خیالت...
.
.
.
چقدر گنگ اند واژها امشب
.
آه
.
.
ایرج.تمجیدی
| Design By : Night Melody |



